روشنش کن 🕯️
💌

یه چیز کوچیک برات مونده...

دلم می‌خواست امروز کنارت باشم. نشد.

دلم می‌خواست بغلت کنم، کادو بدم دستت، شمع رو با هم فوت کنیم. نشد.

ولی یه چیزی هست که از همه این «نشد»ها بزرگتره.

اونم اینه که با همه فاصله‌ها، با همه قهر و آشتی‌ها، با همه روزای سخت،

تو هنوز همونی هستی که قلبم براش می‌تپه.

اولین تولدته که می‌شناسمت و نمیتونم کنارت باشم.

ولی قول میدم این اولین، آخرین نباشه.

قول میدم یه روزی از نزدیک شمعاتو فوت کنیم.

دوستت دارم. از اینجا تا ماه و از ماه تا اینجا.

تولدت مبارک، ماه نقره‌ای من.